نماز الفبای زندگی است. نماز پرواز روح است .نـماز وصل عاشقانه است. نماز تولد است...
مونه هایی از توصیف های آن نمازگزار حقیقی درباره ی نماز
با نگاهی به آثار مکتوب امام ـ رحمه الله علیه ـ و مشاهده عینی شاهدان احوال ایشان، می توان گفت که در دیدگاه ایشان، نماز در میان عبادات به مثابه «اسم اعظم و بلکه خود اسم اعظم»[1] در میان دیگر اسماء الهی.
ونیز شاید بتوان گفت کامل ترین سخن ایشان درباره ی نماز این جمله است که می فرمایند: سرمایه های سعادت عالم آخرت و وسیله ی زندگانی روزگارهای غیر متناهی نماز است.[2]
تعبیر دیگر ایشان، عبارت «نسخه ی جامعه» است، نسخه ای که پروردگار برای رهایی جان قدسی انسان از قفس طبیعت، تجویز کرده است. ایشان می فرمایند: معلوم می شود که حقیقت این عبادت الهی و نسخه ی جامعه که برای خلاصی این طایرهای قدسی از قفس تنگنای طبیعت به کشف تام محمّدی ترتیب داده شده و به قلب مقدسشان نازل گردیده ...[3]
هنگامی که دریافتیم نماز «نسخه ی جامعه ی» الهی برای انسان است، جایگاه نماز در بین عبادت های دیگر آشکار می شود. آیات و اخبار، مشهورترین مرتبه نماز را «عمودیت» آن برمی شمارند. حدیث امام علی ـ علیه السّلام ـ در ابتدای مقاله، گویای این مرتبه و لوازم ویژه است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با اشاره به این نکته می فرمایند: ... نماز که در بین عبادات و مناسک الهیه، سمت جامعیت و عمودیت دارد ...[4]
ایشان، تغییر حالت ائمه ـ علیهم السّلام ـ در نماز بر اثر خوف و خشیت خداوندی، دلیلی بر اثبات بعد باطنی نماز می دانند. باطن نماز نیز همانند ظاهر آن، آداب و شرایطی دارد که اقامه ی آنها حقیقت نماز را محقّق می کند. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ می فرمایند: از برای نماز غیر این صورت، حقیقتی است و غیر از این ظاهر، باطنی است و همان طور که صورت آن را آداب و شرایط صوریه ای است، باطن آن را نیز آداب و شرایطی است که شخص سالک باید آنها را مراعات کند.[5]
اگر در سخنان آن رامرد الهی دقّت کنیم، در می یابیم که نماز او محلّ الهام های غیبی بوده است. آنگاه که به بیان اسرار نماز سالکان و نمازگزاران می پردازد، گاهی به صراحت اعتراف می کند که این مطلب از الطاف حق یا همان الهام های غیبی پروردگار بوده که به او عطا کرده است، برای مثال، در جایی می فرمایند: و ما در رساله ی سرّ الصلوه، اسرار روحیه ی این تکبیرات و رفع ید را به طور لطیفی که مذکور در آن رساله است، ذکر نموده ایم و آن از الطاف حق تعالی است به این مسکین و له الشکر و الحمد.[6]
یاد یار در واپسین لحظات حیات
امام(ره) تا آخرین لحظات زندگی شان ذکر، نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمد آقا، فرزند عزیز حضرت امام(ره)، می گفتند: «پیش از ظهر آخرین روز حیات امام(ره)، ایشان، پیوسته، روی تخت نماز می خواندند مدتی گذشت. سپس پرسیدند: "ظهر شده است؟" گفتم: "بلی". آن وقت خواندن نماز ظهر و عصر را با نوافلش آغاز کردند. پس از پایان نماز، مشغول ذکر گفتن شدند تا لحظاتی که در اغما به سر می بردند، مرتب پشت سر هم می گفتند: "سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر"». این کار برای ما درس است. ما که رهبرمان را دوست داریم، باید به کارها و روحیات ایشان توجه کنیم و از آن درس بگیریم.
خاطرات نماز امام خمینی
روز اولی بود که شاه رفته بود. امام در نوفل لوشاتو فرانسه اقامت داشتند. نزدیک به سیصد الی چهارصد خبرنگار خارجی از کشورهای مختلف، اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام روی آن ایستادند تا به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهند. تمام دوربینها کار می کردند. هنوز دو سه سؤال بیشتر از امام نشده بود که صدای اذان ظهر شنیده شد. امام بلافاصله جمع خبرنگاران راترک کردند و فرمودند:
« وقت فضیلت نماز ظهر می گذرد.»
تمام حاضرین از این که امام محل را ترک کردند، متعجب شدند.
کسی از امام خواهش کرد: «چند دقیقه ای صبر کنید تا چند سؤال دیگر هم بشود و بعد برای اقامة نماز بروید.»
امام با قاطعیت فرمودند: « به هیچ وجه نمی شود» و برای خواندن نماز رفتند.
پی نوشت ها
[1] . آداب الصلوه، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 9.
[2] . آداب الصلوه، ص 45.
[3] . اسرار نماز یا معراج السالکین و صلوه العارفین، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 10.
[4] . آداب الصلوه، ص 9.
[5] . آداب الصلوه، صص 55 ـ 56.
[6] . آداب الصلوة، ص 377.
وضوى امام
من بارها ناظر وضو گرفتن امام بوده ام و دیده ام که ایشان در فاصله به جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را مى بندند و در موقع لازم دوباره باز مى کنند تا مبادا آب اضافى از شیر خارج شود. در حالى که اکثر ما کوچک ترین توجهى به مسئله اسراف نداریم .
به طور مثال ، از زمانى که جهت وضو نیت مى کنیم ، شیر آب باز است تا زمانى که وضو گرفتنمان تمام شود. امام وقتى مى خواستند وضو بگیرند، دقت زیادى داشتند که آب کم مصرف کنند. این مراقبت در جزیى ترین حرکاتشان مشاهده مى شد. همیشه قبل از اذان ظهر جمعه ، غسل جمعه مى کردند و هیچ وقت غسل جمعه ایشان ترک نمى شد. هر وقت امام وضو مى گرفتند، تمام جزئیات وضو را رو به قبله انجام مى دادند.
حتى اگر دستشویى رو به قبله نبود، در هر مورد، پس از اینکه یک کف دست آب برمى داشتند، شیر را مى بستند و رو به قبله آب را به صورت یا دست مى زدند. حضرت امام ، بر مبناى تعهد و بنا به اعتقاد اسلامى شان ، کوشش مى کردند همان را عمل کنند که مى فرمودند. مثلا اگر وقت وضو گرفتن به یکى از اعضاى خانواده تذکر مى دادند که آب را بیش از حد مصرف نکنید، این عمل را خودشان دقیقا انجام مى دادند، بنده براى این نکته شاهد جالبى دارم که عرض مى کنم . یک مرتبه یکى از دوستان پسرم به او گفته بود که براى تبرک و تیمن مقدارى از چکیده آب وضوى حضرت امام را به او بدهد تا به عنوان شفا به بیمارى بدهند. پسرم به شوخى به من گفت که : ((پدر! من یک شیشه از چکیده آب وضوى حضرت امام تهیه کرده ام .)) من واقعا تعجب کردم . براى اینکه بارها دیده بودم که وقتى حضرت امام وضو مى گیرند، آن قدر آب روى دستشان مى ریزند که از دست پایین نریزد. گفتم : ((چه کار کردى ؟)) گفت : ((یک کاسه گذاشتم زیر دست امام ، که چکیده آب وضو آنجا بریزد. بعد آن آب را ریختم داخل یک شیشه کوچک دارو.)) ملاحظه بفرماید وقتى مى گفتند که آب نباید هدر برود، خودشان دقیقا انجام مى دادند و الگویى براى دیگران بودند.
محمود بروجردى
من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیده ام . درست مثل وضوى پیغمبر اکرم (ص ) که در اخبار بیانیه ذکر شده است . فقط براى هر یک از صورت و دستها به یک مشت آب مى کردند و با یک مرتبه شستن وضو مى گرفتند.
محمد حسن قدیرى
یکى از این نکات ، نظم زندگى شخصى آن مرد بزرگ بود. نظم در خواندن روزنامه ، نظم در دیدارها، نظم در خواندن نامه ها و حتى نظم در تجدید وضو.
البته این طور نبود که شما ناگهان سراغ ایشان را بگیرید و بگویند که براى تجدید وضو رفته اند. نه ، ساعت خاصى داشت . یادم است یک روز در ساختمان رو به روى بیت امام در پاریس ، با دیگر برادران مشغول پیاده کردن نوار بودیم . ناگهان یادم آمد که باید بروم ، چون وقت تجدید وضوى حضرت امام بود. فکر کردم که باید دستشویى را سرکشى کنم تا تمیز و مرتب باشد. دوست نداشتم خانه اى که مسئولیتش با من بود، نامرتب به نظر آید. برادران گفتند: ((اى بابا! مگر ساعت دارد؟)) اما من رفتم و نظافت کردم و اتفاقا همان لحظه هم امام آمدند.
مرضیه حدیده چى
امام براى من تعریف مى کردند: توى راه من گفتم که نماز نخوانده ام ، یک جایى نگهدارید که من وضو بگیرم . گفتند: ((ما اجازه نداریم .)) گفتم شما که مسلح هستید و من که اسلحه اى ندارم . به علاوه شما همه با هم هستید و من یک نفرم ، کارى که نمى توانم بکنم . گفتند: ((ما اجازه نداریم .)) فهمیدم که فایده ندارد و اینها نگه نمى دارند. گفتم خوب ، اقلا نگه دارید تا من تیمم کنم . این را گوش کردند و ماشین را نگه داشتند، اما اجازه پیاده شدن به من ندادند. من همین طور که توى ماشین نشسته بودم ، از توى ماشین خم شدم و دست خود را به زمین زدم و تیمم کردم . نمازى که خواندم ، پشت به قبله بود. چرا که از قم به تهران مى رفتیم و قبله در جنوب بود. نماز با تیمم و پشت به قبله و ماشین در حال حرکت ! این طور نماز صبح خود را خواندم . شاید همین دو رکعت نماز من مورد رضاى خدا واقع شود.
فریده مصطفوى
بعد از مدتى ایشان را به عشرت آباد پادگان ولى عصر (ع ) فعلى بردند و امام مى فرمودند: ((مى خواستیم وضو بگیریم براى نماز، مسافت زیادى از آن محل ما را مى بردند در جایى دور از پادگان . من آنجا وضو مى گرفتم و برمى گشتم و از من خیلى واهمه داشتند و مقید بودند سربازان افسران و درجه داران من را مشاهده نکنند.))
صادق خلخالى
روزى در پاریس یکى از آقایان آمدند و گفتند: ((آمریکایى ها آمده اند که مصاحبه اى با امام انجام دهند و این برنامه مستقیم پخش مى شود. اگر این عمل صورت بگیرد، بالطبع سایر کشورهاى اروپایى هم چنین کارى را انجام مى دهند و این مى تواند براى نشان دادن مواضع و حرکت انقلاب موثر باشد.)) اتفاقا روز جمعه بود. بنده آمدم خدمت امام و موضوع را عرض کردم . امام فرمودند: ((حالا وقت مستحبات - غسل جمعه - است . وقت مصاحبه نیست )). وقتى مستحبات جمع را به جا آوردند، فرمودند: ((من براى مصاحبه آماده هستم )).
مرضیه حدیده چى
برچسب: نماز و نیایش در کلام امام,
نویسنده: ال سانا حسینی بیرون